تفريحي از جنس دلهره
|

|
|
شکل1- Shinji Mikami پديدآورنده بازيهاي Resident Evil |
اولين سري بازيهاي Resident Evil كه در ژاپن آن را با نام Biohazard ميشناسند، توسط طراح خوشفكري به نام Shinji Mikami (شكل 1) ساخته شد و در سال 1996به بازار عرضه شد.
او كه متولد سال 1965است، در سال 1990در حالي كه مدتي بود تحصيلات دانشگاهيش را به اتمام رسانده بود، به شركت Capcom پيوست و در اولين همكاريش با اين شركت، پروژهاي بازياي را براي Game Boy انجام داد.
سه پروژه بعدي او بازيهايي بودند كه هر سه اقتباسهايي بودند از فيلمها و انيميشنهاي ديزني. اين پروژهها عبارت بودند از: «چه كسي براي راجر رابيت پاپوش درست كرد؟» در سال 1991، «علاءالدين» 1993 و گروه كودنها (Goof Troop) در سال 1994.
بعد از پخش پروژه آخر اين سهگانه، او پروژه جديدي را در دست گرفت كه داستانش شباهتهايي با يكي از فيلمهاي ترسناك ژاپني به نام Sweet Home داشت. اين پروژه كه يك بازي اكشن - ماجرايي ترسناك بود، قرار بود براي دستگاههاي پرطرفدار آن زمان، يعني پلياستيشن ساخته شود.
حاصل اين پروژه، به يك بازي بسيار خلاقانه و جذاب به نام Biohazard تبديل شد كه نام اين طراح گمنام را بسيار مشهور كرد. ايدههايي مانند انجام بازي توسط دو قهرمان و روايت داستان از ديد قهرمان ديگر بعد از اتمام بازي، طراحي زامبيها و غولهاي وحشتناك مراحل مختلف بازي و ايجاد فضاي جذاب و ترسناك، اين بازي را در زمان خود بسيار مطرح كرد.
بعد از اين بازي بود كه اصطلاح جديد Survival Horror براي اين نوع ژانر از بازي نيز به كار برده شد. اين اصطلاح در واقع شامل بازيهاي اكشن ترسناكي ميشود كه در آنها قهرمان سالم بازي در نبرد با موجودات نيمهمرده يا مريض (اكثراً زامبيها) قصد دارد پيروز شود و به زندگي خود ادامه دهد.
از بازيهايي كه بعد از اين بازي نيز براي توصيف ژانرشان اين اصطلاح به كار رفت، ميتوان به Clock Tower ،Silent Hill ،Fatal Frame و Siren اشاره كرد.
|

|
|
شکل2- تصويري از يک «زامبي» در قسمت اول بازي |
قسمت اول بازي هم در ميان منتقدان و هم در بين بازيدوستان معمولي تحسين شد. داستان اين بازي در شهري خيالي به نام Raccoon City و در سال 1998 (دو سال بعد از ساخت بازي) اتفاق ميافتد. گروهي از آدمكشهاي مهيب، اداره شهر را در اختيار گرفتهاند و شهروندان را در خانههاي خود مورد حمله قرار ميدهند.
به همين منظور، تشكيلات دفاعي شهر گروهي از تيمهاي نظامي، يعني گروه بتا را براي از بين بردن آدمكشها ميفرستد، اما بعد از مدتي ارتباط اين گروه با فرماندهان قطع ميشود و به همين منظور گروه آلفا مأموريت پيدا كردن گروه بتا و همچنين نابوديِ آدمكشها را به عهده ميگيرد.
اين گروه هليكوپتر سقوط كردهِ گروه بتا را مييابد، ولي اثري قابلتوجه از اين گروه را، پيدا نميكند. در همين حين گروه آلفا توسط سگهاي هار مورد حمله قرار ميگيرد و يكي از اعضاي آن كشته ميشود و از طرف ديگر خلبان هليكوپتر گروه نيز، به طرز مشكوكي آنها را ترك ميكند و به اين ترتيب اين گروه به عمارتي بزرگ و چند طبقه و در عين حال مخوف و اسرارآميز ميرسد و با جدا شدن از هم، جستوجوي خود را براي كشف رازهاي اين جنايات، در اين خانه انجام ميدهند و در واقع داستان تمام بازي در اين خانه ادامه پيدا ميكند.
با ادامه مسير شخصيت بازي در اين خانه كمكم اعضاي كشته شده گروه بتا نيز پيدا ميشوند و راز اين تغيير و تحول نيز به مرور كشف ميشود. در واقع يك گروه از دانشمندان خلافكار گرد هم جمع شدهاند و تشكيلاتي به نام Umbrella را درست كردهاند و دارويي ساختهاند كه نوعي ويروس به نام T است و باعث ميشود «موتاسيون» يا جهش را در ژنهاي آدمي ايجاد كند و آنها را شبيه حيوانات وحشي و هار كند.
اين ويروس بسيار مسري است و با گاز گرفتن انسان مبتلا، به ديگري نيز منتقل ميشود. (به همين خاطر در نسخههاي ژاپني بازي اسم اين بازي Biohazard، است. يعني تهديدي كه توسط يك مولكول بيولوژيكي براي انسان ايجاد ميشود.) موجودات مبتلا به اين ويروس كه نمونههايي از آنها در فيلمهاي قبل از بازي ديده شده بودند، «زامبيم نام گرفتند. (شكل 2)
در ادامه بازي قهرمان بازي بايد آزمايشگاه نسخهبرداري اين ويروسها را بيابد و آن را از بين ببرد. بسته به نوع كاراكتر انتخابي در بازي اتفاقهاي مختلفي ميافتد و بعد از اتمام بازي ميتوان داستانهاي گفته شده را از ديد قهرمان ديگر بازي نيز تجربه كرد.
همانطور كه گفته شد، قسمت اول بازي بسيار موفق شد. اين بازي پرفروشترين بازي آن زمان آمريكاي شمالي لقب گرفت و در اكثر سايتها نمرههاي بالايي را به خود اختصاص داد. موفقيت بازي به حدي بود كه بلافاصله نويسندهاي به نام S.D.Perry شروع به نوشتن رماني ترسناك بر اساس آن كرد.
|

|
|
شکل3- نمايي از محيط قسمت اول بازي |
اين رمان سرانجام در سال 1998منتشر شد و لقب «اولين رمان نوشته شده از يك بازي كامپيوتري» را براي خود كسب كرد.
سپس رمانها و كميكاستريپهاي ديگري نيز از اين بازي ساخته شدند. در شكل 3 نمايي از محيط قسمت اول بازي را ميبينيد و در شكل 4 عكس روي جلد كتاب Resident Evil را مشاهده ميكنيد.
ساخت قسمت دوم بازي در سال 2006 و همزمان با موفقيتهاي قسمت اول شروع شد.
اين بازي در سال 1998ابتدا براي پلياستيشن به بازار آمد و سپس نسخههاي پيسي، Nintendo 64 ،Sega و GameCube آن نيز منتشر شد. از لحاظ فضا، اين بازي نيز مانند قسمت اول بود و مانند آن، داستان بازي در فضايي ترسناك روايت ميشد و بازي شامل قسمتهاي اكشن - ماجرايي ميشد.
|

|
|
شکل4- تصوير روي جلد کتاب |
بازي نسبت به قسمت قبلي داراي پيشرفتهاي گرافيكي و صوتي بود. اين بازي هم مانند قسمت قبل قابل انجام توسط دو قهرمان بود و هنگامي كه با يك شخصيت بازي را تمام ميكرديد و بازي را ذخيره مينموديد، بازي ديگر قابل انجام ميشد.
براي هر شخصيت بازي دو داستان مجزا، و در مجموع چهار داستان و سناريو براي بازي طراحي شده بود و اعمالي كه توسط يك شخصيت بازي انجام ميداديد، در سرنوشت شخصيت بعدي بازي نيز دخيل بود.
داستان بازي به هجوم زامبيهاي آزاد شده به شهر راكون ميپرداخت كه در ميان آنها دو شخصيت سالم، يكي افسر پليس و ديگري دختر جواني كه به دنبال برادر خود به شهر راكون آمده بود، بهعنوان شخصيتهاي قابل هدايت بازي معرفي ميشدند.
اين بازي هم بازي موفقي از آب در آمد و نقدهاي مثبت زيادي برايش نوشته شد. در بازار هم 8/5 ميليون نسخه از آن فروش رفت تا ثابت كند كه اين بازي هم مانند اولين قسمتش داراي طرفداران زيادي است.
بعد از موفقيت اين بازي هم كتابي به نام «شهر مردگان» از روي اين بازي نوشته شد. در شكل 5 پوستر اين بازي را ميبينيد.
سومين بازي در سال 1999با نام Resident Evil 3 :Nemesis وارد بازار شد. داستان اين بازي از دو نيمه تشكيل ميشد: در قسمت اول وقايع 24 ساعت قبل از ماجراهاي بازي قسمت دوم را روايت ميكرد و در نيمه دوم ماجراي شخصيتهاي بازي در يك روز پس از داستان آن بازي را دنبال ميكرد.
|

|
|
شکل5- پوستر دومين قسمت بازي |
دومين فيلم ساخته شده Resident Evil كه Apocalypse نام دارد، اكثر داستانش از روي همين بازي نوشته شده است. از روي داستان اين بازي كتاب ديگري نيز به نام همين بازي نوشته شد.
اين بازي براي دستگاه Play Station ساخته شد و سپس به پيسي، DC و GameCube نيز منتقل شد. در شكل 6 پوستر قسمت سوم بازي را ميبينيد.
قسمت بعدي بازي در سال 2000 و براي دستگاههاي Sega Dreamcastساخته شد.
شركت Capcom هيچگاه روي اين بازي لقب «چهارمين قسمت» را نگذاشت و ترجيح داد آن را Resident Evil: Veronica بنامد.
اين بازي سپس براي دستگاههاي PlayStation3 وGameCube نيز ساخته شد.
در فاصله سالهاي 2000 تا 2005 اين شركت نسخههاي ديگري از بازي را نيز تهيه كرد كه اكثراً نسخههايي بود از بازيهاي قبلي كه به سكوهاي ديگر انتقال يافته بودند. اين نسخهها با نامهاي Survivor ،Gaiden ،Zero ،Dead Aim و Outbreak براي GameCube و PlayStation2 ساخته شد و موفقيت خاصي را نصيب اين شركت نكرد.
|

|
|
شکل6- پوستر سومين قسمت بازي |
تمام تلاش اين بود كه بازي قسمت چهارم را با دقت بيشتر و صرف وقت مناسب توليد شود تا Capcom بتواند دوباره به روزهاي خوب خود بازگردد. سرانجام انتظارها پايان يافت و قسمت چهارم بازي در سال 2005 ابتدا برايGameCube و سپس به ترتيب براي PlayStation 2 ،PC و Wii به بازار عرضه شد.
در آماري كه در فوريه 2006 گرفته شد، تخمين زده شد كه در حدود سي ميليون نسخه از مجموعه اين بازيها، تا آن تاريخ به فروش رفته است كه آمار جالبي در بازيهاي كامپيوتري، به شمار ميرود؛ آن هم در مورد يك بازي آسيايي.
قسمت چهارم
قسمت چهارم بازي ابتدا برايGameCube در ژانويه 2005 پخش شد و در بيست روز نخست انتشارش تنها در ايالات متحده توانست به فروش خوب 320 هزار نسخهاي دست يابد. در اروپا نيز دويستهزار نسخه از اين بازي در ماه اول فروخته شد.
در اكتبر همان سال نيز نسخه PlayStation 2 بازي عرضه شد و اين نسخه نيز فروش خوبي كرد. به طوري كه مجموع فروش اين بازي در اين دو كنسول، در ژانويه سال 2006 به سه ميليون نسخه رسيد. نسخههاي GC و PS2 بازي توانست بسيار موفق عمل كند و در بسياري از سايتها نقدهاي خوبي در مورد آن نوشته شد و حتي جوايزي را نيز از آن خود كرد.
|

|
|
شکل7- پوستر قسمت چهارم |
در نمايشگاه E3 سال 2004 نسخه GameCube بازي توانست جايزه بهترين بازي اكشن، بهترين گرافيك، بهترين صدا و بهترين بازي نمايشگاه را به خود اختصاص دهد.
در سايت IGN نسخه GC اين بازي توانست در سال 2006 انتخاب اول اعضاي اين سايت شود و در سال 2005 در سايت GameSpot نيز اين بازي بهتري بازي اكشن - ماجرايي، بهترين دنباله، بهترين بازي GameCube سال و بهترين بازي سال لقب گرفت. در شكل 7 پوستر قسمت چهارم بازي را ميبينيد.
دو سال بعد از عرضه نسخه GC بازي، نسخه پيسي آن وارد بازار شد. وظيفه تغيير كدهاي بازي از نسخه PS2به پيسي به عهده شركت يوبيسافت گذاشته شد كه متأسفانه به علت طراحي ضعيف و پر ايراد نسخه پيسي بازي، نه تنها اين بازي نتوانست افتخاراتي را نصيب خود كند، بلكه نقدهاي منفي زيادي از اين نسخه از بازي از طرف سايتها و طرفدران بازي نوشته شد. (به جدول «ارزيابي ديگر سايتها و مجلات از بازي» در همين مقاله مراجعه كنيد.)
داستان بازي
اگر در حال انجام بازي هستيد يا تصميم به انجام آن داريد، براي لو نرفتن داستان، اين قسمت را نخوانيد.
داستان بازي در سال 2004، يعني شش سال بعد از اتفاقات قسمت دوم و سوم بازي ميگذرد. در ابتداي بازي طي دموهايي متوجه ميشويم كه فعاليتهاي مخفي شركت Umbrella در پروژه شهر راكون به ترسي اجتماعي تبديل شده است.
|

|
|
شکل8- در ابتداي بازي توسط گروهي از زامبيهاي روستايي مورد حمله قرار ميگيريد. |
به همين علت، اكثر سران اين شركت تحت تعقيب قرار دارند و شركت Umbrella ورشكست شده است. در اين ميان دختر رئيس جمهور، اشلي، توسط نيروهاي مرموزي ربوده ميشود و وظيفه پيدا كردن او به افسري در نيروهاي ويژه سپرده ميشود.
اين افسر كه لئون نام دارد، شخصيت اصلي بازي است كه شما در نقش او بازي را شروع خواهيد كرد. لئون براي اين مأموريت به روستايي در اروپا سفر ميكند كه مردم آن به زبان اسپانيايي صحبت ميكنند.
در شروع بازي در اين روستا با گروهي از روستاييان زامبيمانند مواجه ميشويد كه به شما حمله ميكنند و بايد آنها را از بين ببريد. (شكل 8)
|

|
|
شکل9- Saddler، غول اصلي بازي |
با اطلاعاتي كه به دست ميآوريد، متوجه ميشويد كه در اين روستا تحت فرماندهيِ شخصي به نام Saddler (شكل9) رسمي به وجود آمده است كه در آن روستاييان، تمام غريبههاي وارد شده به ديارشان را به طرز فجيعي از بين ميبرند.
بعدها كشف ميكنيد كه Saddler در واقع رهبر يك گروه افراطي است و با انگلي كه وارد بدن مردم آن ناحيه كرده، اختيار آنها را در دست گرفته است. او با زنداني كردن اشلي قصد دارد اين انگل را وارد بدن او نيز بكند.
در طول مسير لئون در داخل روستاي اسرارآميز، در جاهاي مختلف، جسد همكاران گذشته خود را (كه در بازيهاي قبل آنها را ديدهايد) پيدا ميكند و سرانجام موفق ميشود اشلي را ببيند و او را همراه خود سازد.
هنگامي كه Saddler رئيس اين فرقه متوجه ميشود كه اشلي با همكاري شما (لئون) از چنگ او گريخته است، تمام نيروهايش را براي از بين بردن شما و باز گرفتن دوباره اشلي بسيج ميكند.
سرانجام موفق ميشود و لئون و اشلي را در قلعهاي گير مياندازد و اشلي را دوباره زنداني ميكند. در ادامه بازي بايد با همكاري Ada Wong، زني كه او را در بازي دوم نيز ديده بوديد، اشلي را نجات دهيد و Saddler را از بين ببريد.
هنگامي كه موفق به از بين بردن او ميشويد، Ada از باقيمانده جسد Saddler نمونه انگلي را به دست ميآورد كه او براي آلوده كردن مردم از آن استفاده ميكرد و سپس به طرز مرموزي اشلي و لئون را ترك ميكند و با هليكوپتر از آنجا ميرود.
خلاصه داستان بازي را كه ميخوانيد، متوجه ميشويد كه برخلاف داستانهاي خوب و خلاقانهاي كه بازيهاي قبلي از آن ها بهره ميجستند، در اين قسمت داستان يكي از ضعفهاي اصلي بازي به شمار ميآيد. موضوع كليشهاي و خارج از هرگونه نوآوري و از همه مهمتر، عدم ارتباط محتوايي با قسمتهاي قبلي باعث شده است كه انگيزه انجام بازي در همان اوايل براي بازيكننده كمرنگ شود.
محيط
|

|
|
شکل10- نمايي از مبارزه با يکي از غولهاي بازي |
اگر شما هم اين بازي را روي پيسي انجام داده باشيد، مطمئناً با من موافق خواهيد بود كه دلايل زيادي باعث شده است، لقب «يكي از بهترين بازيهاي اكشن-ماجرايي تمام دوران» كه در توصيف نسخههاي GC و PS2 براي اين بازي به كاربرده ميشد، در نسخه پيسي آن به «يك بازي ضعيف» تبديل شود.
بيشتر اين دلايل مربوط ميشود به اين كه نسخه كامپيوتري بازي دقيقاً ترجمهاي است از نسخه PS2 آن؛ بدون آنكه تمهيدات لازم براي اين دگرديسي ايجاد شود و زمينهاي براي اين تغييرات براي ورود به محيط پيسي ايجاد شود.
يك نمونه واضح و ملموس اين ايراد را ميتوان پشتيباني نكردن بازي از صفحهكليد و ماوس دانست.
براي اين بازي فقط نيازمند يك وسيله كنترلي (گيمپد يا جويستيك) هستيد و اگر فاقد اين وسايل هستيد، به كلي بايد قيد بازي را بزنيد. (گرچه سايت بازي وصلهاي را براي استفاده از ماوس و صفحه كليد براي دانلود كردن آماده كرده است، به قدري كنترلهاي حاصل از اين وصله ايراد دارد كه استفاده از آن را عملاً ناممكن كرده است.)
|
مشخصات بازي |
|
تاريخ پخش: دوم مارس 2007 (يازدهم اسفند 1385) شرکت توليدکننده: Capcom شرکت پخشکننده: يوبي سافت تعداد سيدي: پنج عدد تعداد ديويدي: يک عدد طراحي شده براي: PS2، GameCube، Wii، PC و Mobile نوع بازي: اکشن- ماجرايي، سوم شخص، ترسناک مخاطبان بازي بر اساس درجهبندي ESRB:M قابليت بازي شبکهاي: ندارد قيمت اوليه بازي: بيست دلار آخرين نسخه بهروزرساني: v1.01 صداي بازي: Dolby Pro Logic II وضوح: 480 پيکسل- Widescreen حداقل تجهيزات لازم براي اجراي بازي: |
|
Supported OS: MicrosoftWindows2000/XP(only) Processor: Intel Pentium 4 Processor 1.4GHz or higher recommended) Memory: 256 (512 MB or more recommended) Video Card: 128 MB VRAM card with DirectX(R) 9.0c or higher/shader 2.0 or higher support (256MB VRAM or higher recommended) Supported Video Cards at Time of Release: NVIDIA GeForce FX/6/7 families (An NVIDIA(R) GeForce(R) AT IRadeon 9200 - 9800/X families Sound Card: DirectX(R) 6600 or better video card is recommended.) DVD Drive: 4x DVD-ROM or higher 9.0c or higher compatible sound card Monitor: 800*600 resolution SVGA), High-Color (16-bit color)or better Supported Controllers: mouse and keyboard (required), PC compatible gamepad 4-axis dual analog sticks and 12 or more buttons required) Hard Drive Space: 7.0 GB of free space required A PC capable of connecting to the internet |
|
سايت اختصاصي بازي: http://ww2.capcom.com/re4 سايت شرکت پخشکننده: www.ubisoft.com سايت شرکت توليدکننده: www.capcom.co |
|
نمره ارزيابي بازي (متوسط) |
از موارد ديگري كه در تبديل بينكنسولي اين بازي رعايت نشده است و ايرادي بزرگ براي بازي محسوب ميشود، ميتوان به نكاتي مانند منوهاي ساده و پر ايراد، گرافيك بسيار ابتدايي و محيط بازي كسلكننده و طولاني اشاره كرد.
در طول بازي با آوردن صحنههاي ترسناك سعي در ايجاد فضاهاي دلهرهآميز شده است، اما همين قسمت كه سالها باعث جذابيت سري بازيهاي Resident Evil شده بود، در اين بازي يكي از ضعفهاي عمده محسوب ميشود؛ زيرا نكته تازهاي نسبت به بازيهاي اين چند سال اخير براي بازيكننده ندارد.
ترس در اين بازي خلاصه شده است در نشان دادن قيافههاي شخصيتهاي كمدي-فانتزي ترسناك يا غافلگيركردن شخصيت اصلي بازي توسط موجودي اره برقي به دست.
برخلاف قسمتهاي ابتدايي بازي كه در صحنههايي واقعاً ميترسيديد، در اين بازي صحنههاي ترسناك بيشتر به فيلمهاي كمدي شبيه است.
از نكات خوب بازي ميتوان به طراحي غولهاي بازي اشاره كرد كه در نوع خود ديدني و جالب است.
در جاي جاي بازي با غولهايي مواجه ميشويد كه چندين برابر شما هستند و با روشهاي مختلف به مبارزه با شما ميپردازند و در فضاي كسلكننده بازي، تنها عنصر جذاب به حساب ميآيند. در شكل10 تصويري از مبارزه با يكي از اين غولها را ميبينيد.
همچنين وفادار بودن به عناصري مانند گياهان و ديگر وسايل همراه شخصيت و سلاحها در اين بازي، ميتواند براي طرفداران بازي جذاب باشد. در اين بازي هم مانند بازي اول از تركيب گياهاني كه در جاهاي مختلف به دست ميآوريد، ميتوانيد معجونهايي بسازيد و توسط آنها سلامتي خود را بازيابيد.
در صورت مخلوط كردن هر سه نوع گياه (سبز، زرد و قرمز) معجوني ساخته ميشود كه علاوه بر كامل كردن سلامتي شما، ظرفيت آن را نيز كمي اضافه ميكند. در اين بازي هم امكان استفاده از سلاحهاي مختلف مانند انواع تفنگها دستي، اسنايپر، شاتگان، نارنجك و راكت وجود دارد.
به علت اينكه تيرهاي مورد استفاده در بازي محدود است و در جاهايي از بازي ممكن است مهمات شما تمام شود. از اين رو نحوه استفاده از آنها بايد بسيار به دقت انجام گيرد. از ديگر نكات اضافه شده به اين بازي ميتوان به تأثير گلولهها بر جاهاي مختلف بدن زامبيها اشاره كرد. بهطور مثال، اگر گلولهاي به دست يكي از زامبيها بزنيد، او سلاحش را مياندازد، ولي اگر به پاهاي او شليك كنيد، ميافتد و مدتي روي زمين مينشيند.
در جاهايي از بازي ميتوانيد مردي شنل پوش را پيدا كنيد كه با دادن طلاهايي كه در طول بازي به دست آوردهايد به او، ميتوانيد سلاح بخريد يا سلاحهاي خود را ارتقا دهيد. با به دست آوردن گنجهاي مختلف و تركيب مناسب آنها با هم نيز ميتوانيد اشياي گرانقيمتي را بسازيد و آن را به مبلغ زيادي به مرد شنلپوش بفروشيد. روش ذخيره بازي نيز مانند بازيهاي قبلي تايپ كردن خاطرات قهرمان بازي در جاهايي از بازيست كه ماشين تايپ وجود دارد.
از نكات مثبت محيط بازي ميتوان به مواقعي اشاره كرد كه اتفاق ناگهانياي براي شما رخ ميدهد و براي رهايي از اين اتفاق بايد سريعاً كليدهايي را روي گيمپد خود فشار دهيد و در صورت عدم انجام اينكار از بين ميرويد و بايد دوباره از قسمت قبلي بازي را شروع كنيد.
به طور مثال، در مواجهه با يكي از غولهاي بازي، به صورت متناوب هدف مشتهاي سنگين او قرار ميگيريد كه از بالا مانند سنگي بر سر شما وارد ميشود و تنها در صورتي ميتوانيد از اين مهلكه جان سالم در ببريد كه در لحظهاي مناسب تركيبي از كليدهاي پنجم و ششم گيمپد را فشار دهيد تا قهرمان بازي با انجام پرشهاي آكروباتيك از بين اين مشتها رهايي يابد.
|
ارزيابي بازي |
|
گرافيک |
6 |
|
صدا |
7 |
|
محيط بازي |
6 |
|
داستان |
6 |
|
جذابيت بازي |
5 |
|
ارزيابي ديگر سايتها و مجلات از بازي |
|
ActionTrip |
86 از 100 |
|
Games Master UK |
90 از 100 |
|
GameShark |
+C (70 از 100) |
|
GameSpot |
8/7 از 10 |
|
GameSpy |
5/3 از 5 |
|
IGN |
7/7 از 10 |
|
PC Format UK |
73 از 100 |
|
PC Gamer UK |
61 از 100 |
|
PC Zone UK |
57 از 100 |
|
Pro-G |
7 از 10 |
از ديگر مشكلات، بازي تكراري شدن بازي در اواسط بازي است و به اين مسئله زمان زياد سيساعتي بازي را نيز كه بيفزاييد به اين نتيجه ميرسيد كه در نيمه دوم بازي با اكراه در حال ادامه دادن بازي هستيد؛ زيرا هيچ عاملي براي جذابيت بازي به آن اضافه نميشود.
در واقع اين بازي، به خصوص در مراحل پاياني، به قدري خستهكننده ميشود كه هر لحظه آرزوي اتمام آن را خواهيد كرد.
حال با توجه به اينكه در اين بازي امكان انجام بازي چند نفره و شبكهاي نيز وجود ندارد، با اتمام آن كمتر پيش ميآيد كه آن را دوباره اجرا كنيد. (گرچه بعد از تمام كردن دفعه اول بازي ميتوانيد بازي را دوباره با شخصيت زن بازي انجام دهيد.)
گرافيك بازي نيز در تبديل بينكنسولي در نسخه پيسي آسيب فراواني ديده است. فضاي مهآلود و وهمانگيزي كه در نسخههاي GC و PS2 بازي وجود دارد، در اين نسخه از بازي به فضايي شفاف و صاف تبديل شدهاست كه با داستان و محتواي بازي مغايرت دارد.
حركت كاراكترها و طراحي پسزمينهها نيز پراشكال است و از همه مهمتر، نورپردازي بازي هيچ همخوانياي با نورپردازي يك بازي ترسناك ندارد.
صحنهها اغلب روشن و عادي هستند و بر خلاف محيط تاريك نسخههاي ديگر، در اين بازي روشنايي در اكثر صحنهها غالب است. گرافيك صحنههاي بازي مات و با وضوح پايين است و تداخل اجزايي از انيميشن با گرافيك صحنه و وسايل ثابت صفحه به ويژه در حركات شخصيتها به فور در بازي ديده ميشود. (اين مسئله در بازي قديمي «سايبريا» يكي از نقاط قوت بازي بود.)
در اين بازي برخلاف بازيهاي قبلي تغيير زاويه دوربين با نشانهگيريهاي مختلف انجام ميشود و نماهايي مانند نماي روي شانه و نماي تكتيرانداز به بازي افزوده شده است.
خوشبختانه برخلاف گرافيك بازي، صداهاي بازي در اين نسخه تغيير نكرده و درست مانند نمونههاي GC و PS2 است. (كه البته صداهاي فوقالعادهاي هم نيستند) صداي سلاح و شخصيتها با يك طراحي معمولي نسبت به ديگر اجزاي بازي راضيكننده به نظر ميرسد و با توجه به دالبي بودن صداها و فضاي ترسناك بازي، ميتوان از عوامل جذاب بازي محسوب شود.
موسيقي بازي توسط Misao Senbongi و Shusaku Uchiyama مناسب با فضاي بازي ساخته شده و به صورت مجزا در دو سيدي صوتي نيز براي فروش عرضه شده است.
هوش مصنوعي بازي هم حرف تازهاي ندارد. دشمنان حيران بازي اكثراً بيهدف راه ميروند تا شما آنها را از بين ببريد. سرعت كم و عكسالعمل ضعيف آنها باعث ميشود كمتر در مقابله با آنها دچار مشكل شويد. معماهاي بازي هم به قدري پيش پا افتاده و ساده طراحي شده است كه لقب «ماجرايي» براي توصيف بازي كمي سادهلوحانه به نظر ميرسد.
زامبيها روي پرده نقرهاي
در اين سالها سه فيلم نيز از روي اين بازيها ساخته شده است. اولي كه در سال 2002 به نمايش گذاشته شد، توسط Paul W. S. Anderson كارگرداني شد كه پيش از اين فيلم از روي بازي Mortal Combat هم فيلمي به همين نام ساخته بود.
در اين فيلم كه با بودجه نسبتاً كم 32 ميليون دلاري ساخته شده بود، بازيگراني مانند zMichelle Rodrigue و Milla Jovovich به ايفاي نقش پرداختند. جالب است بدانيد براي طراحي هر چه بهتر حركات زامبيهاي فيلم از هنرمنداني استفاده شده بود كه با مهارتهايي كه در كنترل اجزاي بدنشان داشتند، اين حركات را هرچه بهتر شبيهسازي كنند.
|

|
|
شکل11- نمايي از يکي از سگ زامبيهاي گريم شده براي فيلم |
اين فيلم در گيشه موفق بود و توانست به فروش كلي حدود صد ميليون دلار در دنيا برسد، اما نقدهاي منفي زيادي در مورد آن نوشته شد.
فيلم دوم نيز در سال 2004 با نامResident Evil: Appocalypse نمايش داده شد. اين فيلم توسط Alexander Witt ساخته شد كه اولين كارش را در مقام كارگرداني با اين فيلم تجربه ميكرد.
در اين فيلم براي تربيت هرچه بهتر بازيگران نقش زامبيها، آنها در اردوگاهي آموزشي مقيم شدند و حركات و اعمال زامبيها به آنان آموخته شد.
براي نمايش سگهاي زامبي هم از كمپي تربيتي استفاده شد و به كمك گريم و جلوههاي ويژه كامپيوتري اين سگها در فيلم نمايش داده شدند. در شكل 11 نمايي يكي از اين سگها را در فيلم ميبينيد.
غول بازي و فيلم، Nemesis هم توسط بازيگري با قد دو متر هدايت شد و با اين وجود براي بزرگتر نشاندادن او از وسايل نيز استفاده شد. غول ديگر بازي، Lickers هم كاملاً در دنياي كاميپوتري و CGI ايجاد شد.
|

|
|
شکل12- پوستر دومين قسمت فيلم |
در اين فيلم نيز نقش اول را Milla Jovonich بازي ميكرد و اين فيلم نيز مانند فيلم قبلي در نزد منتقدان با شكست همراه بود.
با اين وجود، اين فيلم نيز به فروش نسبتاً قابل قبول 130 ميليون دلاري در سراسر جهان دست يافت. (بودجه ساخت اين فيلم 43 ميليون دلار بود.) در تصوير 12 پوستر اين فيلم را ميبينيد.
فيلم آخر اين سهگانه نيز با نام Resident Evil: Extinction كه محصول سال 2007 است قرار است روز 21 سپتامبر امسال در سينماها به نمايش عمومي گذاشته شود.
اين فيلم توسط Russell Mulcahy و با همكاري شركت سوني و با هزينهاي در حدود 45 ميليون دلار ساخته شده است. بايد ديد كه آيا اين فيلم نيز مانند دو فيلم قبل مورد خشم منتقدان و دوستداران و طرفداران بازي قرار ميگيرد يا اينكه اين بار قسمت پاياني اين سهگانه رضايت آنها را جلب خواهد كرد.
زامبيهاي آينده
|

|
|
شکل13- تنها عکس منتشر شده از قسمت بعدي بازي که در حال ساخت است |
پنجمين قسمت بازي Resident Evil در حال ساخت است و قرار است براي دستگاههاي Xbox360و PlayStation3ساخته شود. هنوز تاريخ دقيقي براي عرضه بازي از سوي شركت Capcom اعلام نشده است، ولي با توجه به صحبتهاي مسئولان اين شركت، به نظر ميرسد اين بازي در نيمه دوم سال ميلادي آينده به بازار خواهد آمد.
هنوز چيزي از اين بازي فاش نشده است و حتي نام شخصيت اصلي بازي كه تصوير آن را در تنها عكس منتشرشده از بازي (شكل 13) ميبينيد نيز گفته نشده است، ولي آنطور كه گفته شده، قرار است اين بازي برخلاف قسمت چهارم، داستاني در ادامه سريهاي قبلي داشته باشد.
فارغ از داستان بازي، دوستداران بازيهاي كامپيوتري داراي پيسي اميدوارند بازي طوري ساخته شود كه هنگام تبديل آن از روي كنسولها به نسخه پيسي مانند بازي چهارم لطمه زيادي نبيند تا آنها هم بتوانند خاطرات خوش بازيهاي قبلي Resident Evil را با آمدن قسمت پنجم آن دوباره تجربه كنند