|
مجله کامپیوتر
|
|||||
|
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 :: 15:15 :: نويسنده : امین خوب کپی کاری تقریبا تبدیل به یه صنعت مهم شده
کپی کاری تو همه چیز هست تو موسیقی فیلم و ........ هرچی که فکرشو بکنی ولی کپیکاری داریم تا کپی کاری مثلا یکی میاد از کارهای بزرگ و خواننده های بزرگ کپی میکنه یکی هم میاد از اندی کپی میکنه حالا نمیدونم اندی خودش چیه که کپیش باشه.... ایرونیا کپی کاری میکنند سمن میسازن کره هم از بنز کپی میکنه ماشین میسازه... توی فیلم و سینما کپی هم هندیا میان از فیلم man on fire کپی میکنن فیلم غریبه در شهر رو میسازن که تلوزیون هم نشون داد تمام سکانسها کپی اصل فیلم بود خدایشم خوب درست کرده بودند.
ایرونیا هم میان کپ میزنن از فیلم مرد خانواده فیلم زن بدلیو میسازن چی کپی قشنگی
یکی هم میاد از وبلاگ درب و داغون ما کپی میکونه دزد که به دزد بزنه شاه دزده والا اینجوریشو ندیده بودیم ما خودمون مطلب از سایتهای مردم میدزدیم میزاریم یکی اومده از ما دزدیده تازه لینک هم داده که بریم بیبینیم
************* نویسنده: فروغ
دوشنبه 6 فروردين1386 ساعت: 12:56
عجب وبلاگ خوبی داری
نظرت در مورد تبادل لینک چیه؟؟ بهم سر بزن حتما خدانگهدار ***********
چهارشنبه یکم فروردین 1386 :: 2:24 :: نويسنده : امین بسم االله الرحمن الرحیم یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
سلام رفقا سال نو مبارک الان که این مطلبو مینویسم ۱ ساعت و ۲۴ دقیقه به تحویل سال مونده دارم به سال ۸۵ فکر میکنم که چه زود گذشتو تموم شد و هیچ کار مثبتی توش نکردم به تمام اشتباهاتی که مرتکب شدم به خوبیهاشو بدیهاش تلخیهاشو خوشیهاش خدایا کمک کن که سال ۸۶ اشتباهات گذشترو تکرار نکنم و بتونم جبران گذشته کنم... تمام شد .
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 :: 0:21 :: نويسنده : امین تافته های جدابافته: ستاره ها و پديده های اينترنتی
دو فيلم با يک بليت چهار گوريل ساز میزنند، آواز میخوانند و انبوهی از جمعيت طرفدارشان بالا و پايين میپرند و جيغ میکشند. «گوريلها» يا Gorillaz يک گروه موسيقی مجازی است که با شخصيتهای کارتونی خود طرفداران بيشماری در سرتاسر دنيا دارد. داستان پيدايش اين گروه دو روايت دارد؛ يک ماجرای داستانی و مجازی درباره تشکيل گروه و يک ماجرای واقعی از پيدايش و شکل گيری ايده آن. ماجرای گروه «گوريل ها» با يک تصادف فاجعه بار آغاز می شود. مرداک (Murdoc) که در فکر راه اندازی یک گروه موسیقی است، پیش از آنکه موفق شود به اين هدف دست يابد با خودروی خود به شدت با استورات پوت برخورد می کند. استوارت به حال اغما فرو می رود و به زندگی نباتی دچار می شود. مردمک چشم راستش هم به دليل خونگرفتگی، سياه می شود. مرداک دستگير می شود و به عنوان مجازات، ناگزير است از استوارت نگهداری کند. اما او چندان اين وظيفه را جدی نمی گيرد تا جايی که يک بار ديگر باز هم هنگام رانندگی به استوارت آسيب می رساند. اين بار، مرداک در حالی که استوارت در خودرويش نشسته است، برای خودنمايی جلوی يک دختر در پارکينگ فروشگاه، ترمز دستی را می کشد و دور در جا می زند؛ اين بار هم ضربه شديدی به سر استوارت وارد می شود و مردمک چشم ديگرش هم بر اثر خونگرفتگی سياه می شود. اما در عوض از حالت اغما و زندگی نباتی بيرون می آيد. از اينجا به بعد، مرداک به کنايه از دو نشانه کبودی که بر صورت استوارت نشسته و يادگار اين آسيب ديدگی هاست، او را 2D می نامد که مخفف 2 Dents است. 2D به عنوان خواننده و نوازنده کيبورد با مرداک همراه میشود. عضو سوم گروه کسی نيست جز راسل هابز (Russel Hobbs) که درنوجوانی جن زده شده و چهار سال هم به حالت اغما فرو رفته است. او که عقيده دارد نجات روحش را مديون موسيقی «هيپ هاپ» است، به همراه خانوادهاش از نيويورک به لندن مهاجرت کرده است و اينجاست که با ساير اعضای «گوريل ها» آشنا می شود و در گروه آنها درام می نوازد. شناسنامه گوريل ها
برای جذب آخرين عضو گروه، آگهی استخدامی در روزنامه چاپ می شود تا از يک گيتاريست دعوت به همکاری شود. نودل (Noodle) کم سن و سال از درون يک بسته پستی که از ژاپن رسيده، بيرون میآيد و گروه کامل میشود. اعضای گروه، در يک استوديوی مجازی به اسم کونگ (Kong) که بالای تپه وسط يک قبرستان در حومه لندن است، شروع به ضبط آهنگهايشان میکنند اما به علت بسته شدن اجباری استوديو به آمريکا می روند و آهنگهايشان را پخش میکنند. البته گوريلها فقط همين چهار نفر نيستند. در کارتونهای اين گروه میبينيم که شخصيتهای ديگری هم به آنها کم و اضافه میشوند؛ مثل «پائولا کراکر» که دوستدختر سابق 2D و گيتاريست است و ماجراهای جالبی با اعضای ديگر دارد، يا روح يکی از همشاگردی های راسل که مدتی جسم او را تسخير کرده بود و حال به شکل يک روح رپ خوان ظاهر می شود.
اين گروه مجازی و همه ماجراهای دوروبر آن، حاصل خلاقيت ذهنی دو هنرمند انگليسی است؛ ديمن آلبارن (Damon Albarn) که خواننده پاپ است و جيمی هيولت (Jamie Hewlett) که در خلق مجموعه کاميک استريپ «دختر تانکی» نقش داشته است. ديمن که در دهه نود به عنوان ترانهسرا و خواننده گروه راک «بلر» Blur موفقيتهای زيادی را به دست آورده بود، در سال ۱۹۹۹ اين پروژه را به عنوان يک کار جانبی شروع کرد و در سال ۲۰۰۱ با انتشار آلبومی به نام «گوريلها» يا Gorillaz که بيش از شش ميليون نسخه به فروش رفت، توجه عمومی را به سوی خود جلب کرد. بالاتر از طلا
آلبوم بعدی اين گروه با نام «روزهای اهريمنی» يا Demon Days در ايالات متحده رتبه «دو پلاتينيوم» (به نشانه فروش دو ميليون نسخه) و در بريتانيا رتبه «پنج پلاتينيوم» (به نشانه فروش يک و نيم ميليون نسخه ) به دست آورد. اين آلبوم همچنين نامزد پنج جايزه «گرمی» و برنده يکی از آنها در سال ۲۰۰۶ شد. درباره اين که سبک کار اين گروه دقيقاً چيست، نمیتوان نظر خاصی داد. اين گروه را به راحتی میتوان در دسته «آلترناتيوها» قرار داد و تقريباً بيشترين تمرکز آنها روی هيپهاپ است با اين حال سبکهای رپ، پانک، اسکا و حتی متال هم در کارهايشان ديده میشود. اين که چه کسانی در اين گروه نوازندهاند و چه کسانی آهنگساز و کدامها خواننده، به طور دقيق مشخص نيست. گوريلاز گروهی است که نوازندههای ميهمان از گروههای ديگر موسيقی و حتی هنرپيشگان هم آنها را همراهی میکنند. صدای ساز و آواز اين نوازنده ها و خواننده ها فقط روی تصاوير شخصيتهای خيالی گروه شنيده می شود و به همين دليل هويت واقعی آنها پنهان و نامشخص باقی می ماند. نحوه برگزاری کنسرتهای اين گروه هم جالب است. نوازنده های اين گروه در طول اجرای کنسرت، پشت يک پرده بزرگ مشغول میشوند و همزمان ويدئوهای آهنگها و تصاوير اعضای خيالی «گوريل ها» از طريق نمايشگرهای عظيم پخش میشود. گوريلها برای نخستين بار در مراسم اعطای جوايز امتوی اروپا اين شيوه اجرا را آزمودند و در مراسم اعطای جوايز «گرمی» (معادل اسکار موسيقی ) ۲۰۰۶ به همراه مدونا اين شيوه خاص را تکرار کردند. بازديدکنندگان میتوانند در زندگی خصوصی اعضا سرک بکشند و محيط پيرامون آنها را از اتاق خواب تا حمام وارسی کنند. در هر يک از اتاقها بازیها و سرگرمیهايی به عنوان جايزه گذاشته شده است. مثلاً در اتاق نشيمن يک ماشين ترکيب موسيقی و در کافهتريا يک صندوق پست صوتی قرار گرفته است. اين گروه که به خاطر فروش شش ميليون نسخهای آلبوم نخست خود عنوان «بهترين گروه مجازی» را از طرف کتاب «رکوردهای گينس» دريافت کرده بود، به تدريج توانست جوايز ديگری را کسب کند که از ميان آنها میتوان به جايزه بريتس (Brits)، چند جايزه امتیوی (MTV) و گرمی (Grammy) اشاره کرد. اما شايد از همه مهمتر جايزه «وبی» (جايزهای معادل اسکار در وب) برای بهترين هنرمند سال است که در سال 2006 به اين گروه، به عنوان بهترين گروه مجازی موسيقی در جهان و پيشگام در ترکيب موسيقی و انيميشن اعطا شده است. دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 :: 1:7 :: نويسنده : امین
شنبه دوازدهم اسفند 1385 :: 0:52 :: نويسنده : امین
فرض کنيد خالق يک سری از کاراکترهای تيپيک کارتونهای ژاپنی مانند «بنر» و دوستانش باشيد که تا دلتان بخواهد ملوس و دوستداشتنی هستند، بعد هر بار تصميم بگيريد که با روشهايی وحشيانه لت و پارشان کنيد، در اين صورت بينندگان آثارتان حق ندارند شما را يک دگرآزار يا ساديست بنامند؟ خالق «بنر» دست به چنان ريسکی نزد و از «بدنامی» نجات يافت، اما گروهی از کارتونيست های هموطنش، خطر نفرين و دشنام را به جان خريدند تا مخلوق های کارتونی خود را پيش چشم بينندگان تکه تکه کنند. کن ناوارو، آبرِی آنکروم و رود مونتيجو، خالقان مجموعه «دوستان شاد درختی» يا Happy Tree Friends بارها به چنين الفاظی خوانده شده اند؛ دگرآزار، مروج خشونت و بيمار.
اين مجموعه انيميشن که از دسته «کمدی سياه» است، شهرتش را مديون پخش اينترنتی است؛ مجموعه فايلهايی از نوع Flash که به سادگی تکثير يا بازبينی شده اند، اما بنا بر گفته سايت رسمی اش، ديدنشان برای کودکان به هيچ وجه توصيه نمیشود. ايده اين مجموعه که هر اپيزود آن داستانی جداگانه دارد اولين بار توسط «رود مونتيجو» شکل گرفت. او روی يک کاغذ خرگوش زردرنگی را کشيد که بیشباهت به «کودلِس» (يکی از شخصيتهای معروف اين انيميشن) نبود و سپس در زير آن نوشت: «مقاومت بیفايده است». اين نقطهای بود برای آغاز به کار ماشين کشتاری که تجسم آرزوهای شرورانه افراد زيادی بود. کالبدشکافی بالينی در اين کارتونها طراحی، هماهنگ و جذاب است. رنگها، تخت با کنتراست بالا و ترکيب آنها مانند کارتونهای ژاپنی ديگر شاد و متنوع بوده و فضايی کودکپسند ايجاد کرده است.
سروش، از هواداران ايرانی "دوستان شاد درختی" از طرف ديگر، کاتهای سريع و به موقع، گفتار نامفهوم اما جالب شخصيتها به همراه افکتهای صوتی درجه يک باعث شده تا کمتر کسی بتواند از دنبال کردن داستان دست بکشد. شخصيتهای اين انيميشنها، در فضايی بسيار شاد و کودکانه بازيگر داستانی هستند که بدون استثناء آغازی شاد و پايانی خشونتبار و خونين دارد. در هر داستان دستکم يک شخصيت به طرز دلخراشی جان میسپارد و تضاد ميان زمينه داستان و پايان آن بسيار غافلگيرکننده است.
شوکی که از تماشای صحنه ای مثل له شدن کره چشم يک سگ آبی بنفش کوچولو به برخی از بينندگان وارد می شود، باعث شده است که اعتراض به اين کارتونها و دشنام به آفرينندگانش شدت يابد و در عين حال مشوقان زيادی را هم در مقابل منتقدان و مخالفان قرار دهد. به اين ترتيب جبههبندی شديدی ايجاد شد ميان آنان که اين کار را سويه تاريک هنر يا فاقد ارزشهای هنری میدانند و طرفدرانی که آن را هنری ارزنده با معجون خلاقيت میشمارند.
حميد، از منتقدان ايرانی "دوستان شاد درختی" اين جبهه بندی که با رواج و شهرت "دوستان شاد درختی" دوباره بالا گرفته، تقابلی قديمی و ريشه دار در عرصه هنر و ادبيات است. شايد بتوان ريشههای پيدايش آشکارتر خشونت در هنر و ادبيات را به «مارکی آلفونس فرانسوا دو ساد» نسبت داد که قهرمانهای داستانی اش وحشت و خشونت را تفسير میکنند. از آن زمان تاکنون، دو ديدگاه و نگرش درباره جلوه عيان خشونت در هنر وجود داشته و باقی مانده است. دقيقاً به همين دليل، منتقدان اين انيميشن، آفرينندگانش را ساديست ناميده و در مقابل ستايشگران، آن را نوعی سبک گروتسک Grotesque میدانند؛ چيزی که با ظاهری عجيب و آزارنده، طنز تلخی را در بطن خود دارد. همان سبک و سياقی که به قول ويکتور هوگو "اعطای طبيعت به هنر است" و رد پايش را در "گوژپشت نوتردام" او می توان ديد.
بد يا خوب اين انيميشنها بينندههای بسياری پيدا کرده اند و طرفداری و انتقاد از آن، باعث شهرت هر چه بيشترشان شده است به نحوی که به تدريج به برنامه های شبکههای تلويزيونی مشهوری چون MTV راه يافتند. «دوستان شاد درختی» يا Happy Tree Friends چنان محبوب شده که تب آن به خارج از دنيای کارتون و انيميشن هم راه يافته است. به نحوی که بازیهای زيادی هم بر اساس داستانهايش ساخته شده و در کنار آن محصولاتی چون کلاه، تیشرت، جاسوئيچی و کيف توليد شده است تا عطش طرفدارانش را از هرجهت سيراب کند.
اگه میخواین ببینین از لینک زیر ۶۰ قسمت از این سری کارتونو دانلود کنین شنبه بیست و یکم بهمن 1385 :: 19:48 :: نويسنده : امین
تاریخچه روز ولنتاین
ولنتاین در قرن اول میلادی در روم زندگی می كرد.
در آن زمان روم تحت سلطه پادشاهی جنگجو به نام كلادسیوس بود كه دوست داشت سربازان برای حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولی مردها نمیخواستند بجگند، و كلادسیوس این كمبود سرباز را ناشی از سستی مردها در ترك عشق می دانست، پس همه نامزدی ها و ازدواج ها ملغی اعلام كرد، همانطور كه گفته شد ولنتاین كه در آن زمان یك كشیش بود با او به مبارزه برخاست و به همراه ماریوس مقدس عزم خود را جزم كردند تا زوج های جوان را به طور سری به عقد هم درآورند پس از با خبر شدنِ پادشاه از این قضیه برای سر والنتین مقدس جایزه تعیین شد و او زندانی شد. وقتی در زندان بود بسیاری از كسانی كه او آنها را به عقد هم در آورده بود به دیدنش رفتند. آنها گل و نامه های محبت آمیز خود را از بالای دیوار زندان پرتاب می كردند. تا اینكه سرانجام در روز 14 فوریه سال 269 قبل از میلاد به قتل رسید. یكی از ملاقات كنندگان او دختر زندانبان بود، روزها به دیدارش می آمد و چند ساعتی با هم صحبت میكردند روزی كه قرار بود والنتین كشته شود نامه ای برای تشكر از دختر زندانبان نوشت كه با جمله “Love from your valentine” خاتمه یافت. در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس 14 فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید. از سالها قبل روز 14 فوریه كسانی كه یكدیگر را دوست داشته اند برای هم هدایایی ساده ای چون گل می فرستادند. در نقاط مختلف دنیا در این روز مراسم مختلفی برگزار می شود كه از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره كرد: در انگلستان كودكان به شیوه بزرگسالان لباس می پوشیدند و می خواندند: صبحت بخیر، ولنتاین قفل هایت را مثل قفل های من باز كن دوتا و سوی بعد از آن صبحت بخیر ولنتاین در ولز ، روز 14 فوریه مردم به هم قاشق های چوبی هدیه می كنند كه روی آنها را با قلب و كلید تزیین كرده اند این اشیای تزئینی به این معناست كه «عشق من، تو قفل قلب مرا باز كردی»
در قرون گذشته در این روز مردی كه دختری را دوست داشته برایش لباس هدیه می فرستاده اگر دختر هدیه را می پذیرفته به معنای پذیرفتن خواستگاری او بوده است.
*بعضی مردم عقیده دارند اگر در روز ولنتاین یك سینه سرخ بالای سر دختری پرواز كند به معنی این است كه او با یك دریا نورد ازدواج خواهد كرد. اگر یك گنجشك ببیند یعنی شوهرش فقیر ولی بسیار خوش اخلاق است و اگر یك سهره ببیند به معنای ازدواج با یك مرد میلیونر خواهد بود.
افسانه دیگری نیز می گوید اگر یك دختر یك سیب را از دم گرفته بچرخاند ودر همین حال نام 5 پسر مورد علاقه اش را به زبان بیاورد با پسری ازدواج خواهد كرد كه در زمان ایستادن سیب نامش در زبان او بوده است و اگر همین سیب را از وسط بدو نیم كند تعداد تخمه های سیب تعداد فرزندان او .
سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:
1 - شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طردميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.
2- كيوپيد(CUPID): كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه و بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود. كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه هاي روم باستان مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است. كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS ))نام دارد. 3- كبوتر،قمري و مرغ عشق: اين پرندگان نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند. 4-- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت 5-- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن ميداد. 6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد عشق جاوداني و پايدار است. 7- علامت"X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است. 8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند. * ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود. * ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند. * هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك. * براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج برويد. * رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است. * در خصوص تاريخچه و مبداء ولنتاين اختلاف نظر وجود داشته تا جايي كه ولنتاين با افسانه در آميخته است. * هويت ولنتاين مبهم است. در كل 3 روايت در رابطه با ولنتاين نقل گرديده كه به آنها اشاره ميكنيم. * جشنواره اي به نام LUPERCALIA كه 15 فوريه در رم باستان ميان كافران متداول بوده است. لوپركاليا جشن تطهير و زمان خانه تكاني بوده است. در اين جشن مشركين از خداي LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هايشان از گزند گرگها قدرداني ميكردند. در اين فستيوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خداي حاصلخيزي، باروري و جنگلها روميان يك سگ و دو بز نر را قرباني كرده و از پوست آنها شلاق ميساختند. مردان با اين شلاقها به ميان مردم رفته و به هر كسي كه ميرسيدند ضربه اي با شلاق به آنها ميزدند. دختران داوطلبانه براي شلاق خوردن صف ميكشيدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازيانه هاي ساخته شده از پوست بز باروري آنها را تضمين ميكند. همچنين در اين جشن طي بزرگداشت الهه اي بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه هاي عاشقانه مينوشتند و درون گلدانهايي مي انداختند. (و يا تنها نام خود را روي برگه اي مينوشتند) مردان مجرد روم نيز هر كدام يكي از اين يادداشتها را از درون گلدانها بيرون كشيده و مشتاقانه بدنبال دختر نويسنده نامه ميرفتند. (نوعي دوست يابي) اين آشنايي ها اغلب به ازدواج مي انجاميد. اين رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجيح دادند پيش از آشنايي زن را ببينند! * كليساي كاتوليك حداقل 3 قديس بنام VALENTINE و يا VALENTINUS شناسايي كرده كه هر سه در روز 14 فوريه به شهادت رسيده اند. * ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد. * خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود. * ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد. * پاپ اعظم GLASIUS فردي بود كه روز 14 فوريه را، در سال 498 پس از ميلاد، روز ولنتاين (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وي اين روز را جايگزين آيين كفرآميز لوپركاليا كه مختص كافران بود كرد. وي در گلدانها عوض نام دختران اسامي مقدسين مسيحي را نهاد. و با اين كار به لوپركاليا تقدس بخشيد. در اين آيين مرد و زن هر دو يك نام قديس را از گلدان بيرون ميكشيدند كه ميبايست تا آخر سال خصوصيات اخلاقي آن قديس را الگو قرار داده و در خود متجلي مي ساختند. * روايت ديگر: در دوران كلاديوس مسيحيت به شدت سركوب ميشد. ولنتاين نه تنها كشيش و مبلغ مسيحيت بود بلكه رهبر جنبش زير زميني مسيحيان نيز بود. اغلب كشيشها در اين دوران زنداني و سپس اعدام گرديدند. ولنتاين پس از به زندان افتادن دختر نابيناي زندانبان خود را شفا ميدهد. كلاديوس پس از اينكه از اين خبر مطلع ميگردد به خشم آمده و دستور ميدهد سر وي را از تنش جدا سازند. * كهن ترين نامه و شعر ولنتاين توسط چارلز، دوك اورلئان نگاشته شد. وي زماني كه در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر ميبرد اين نامه را براي همسر خود نوشت. * روايت ديگر حاكي از آن است كه ولنتاين يك مسيحي بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجايي كه وي از پرستش خدايان سر باز ميزده به زندان فرستاده ميشود. اما كودكان كه به وي علاقه مند بودند دلتنگ وي شده و براي وي پيامهاي مهر آميزي مينوشتند. اين كودكان نامه ها را از لابه لاي ميله هاي زندان به درون سلول ولنتاين مي انداختند. وي در سال 14 فوريه 269 پس از ميلاد اعدام شد. * برخي هم روز ولنتاين را به باور مردمان انگليس و فرانسه قرون وسطي نسبت ميدهند. آنها اعتقاد داشتند كه پرندگان در روز 14 فوريه جفت خود را انتخاب ميكنند. * برگزاري جشن ولنتاين امروزي از دو كشور فرانسه و انگليس آغاز گرديده است. * ابتدا كارتهاي تبريك ولنتاين را هر كس خودش تهيه ميكرد اما از سال 1800 كارتهاي تبريك ولنتاين تجاري به بازار عرضه گشت. البته اين كارتها نيز دست نوشته و داراي نمادهاي ولنتاين نقاشي شده بودند. سپس كارتهاي تبريك چاپي جايگزين آنها گرديد. * در گذشته دور در ايتاليا و انگليس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پيش از طلوع آفتاب روز ولنتاين از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود مي ايستادند تا مردي از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولين مردي كه در آن روز ببينند، ظرف يكسال ازدواج خواهند كرد. شكسپير نيز در نمايشنامه هملت به اين باور اشاره كرده است. * در برخي كشورها رسم بر اين است كه مردان جوان روز ولنتاين لباس به زنان هديه ميدهند. چنانچه زن آن لباس را براي خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است. * در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستين لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شويد. * در زمانهاي گذشته در ولز چنين مرسوم بود كه در سالروز ولنتاين قاشقهاي چوبي به يكديگر هديه بدهند. روي اين قاشقهاي چوبي معمولا نقش قلب و كليد و قفل كنده كاري شده بود. معني اين كنده كاريها چنين بود: "تو قلب مرا گشوده اي" يا "كليد دروازه قلب من دست توست." * برخي باورهاي آميخته با خرافات نيز در رابطه با روز ولنتاين وجود دارد. اگر در اين روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسيار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد. * كودكان انگليسي در صدها سال پيش در اين روز مانند بزرگترها لباس بتن ميكردند و خانه به خانه به ترانه سرايي و آواز خواني ميپرداختند.
درباره وبلاگ
![]() کامپیوتر - نرم افزار - سخت افزار - شبکه - آموزش برای استفاده راحت تر از مطالب وبلاگ از بخش موضوعات استفاده کنید . ![]() موضوعات
![]() آرشيو وبلاگ
![]() |
|||||